غفلت چیست؟

غفلت ناکامی در مواجهه با نیازهای اساسی کودک و از متداول ترین گونه ی کودک آزاری است.

کودک ممکن است گرسنه یا کثیف، بدون لباس مناسب وکافی، بی سرپناه، بی سرپرست، بدون مراقبت پزشکی یا بهداشتی رها شده باشد.

کودک ممکن است در معرض خطر قرارداده شود یا در مقابل آسیب جسمی یا عاطفی محافظت نشود.آنها ممکن است عشق، مراقبت و توجهی که از طرف پدر و مادر نیاز دارند را دریافت نکنند.کودکی که مورد بی توجهی قرار گرفته اغلب سوء استفاده های دیگری را نیز متحمل می شود. غفلت خطرناک است و می تواند منجر به آسیب های جدی و طولانی مدت و حتی مرگ شود. بی توجهی می تواند از رها کردن کودک به تنهایی در خانه تا موارد خیلی بدتری را شامل شود، تا جایی که کودک از سوء تغذیه تلف شود و یا از مراقبتی که لازم دارد محروم شودو در برخی موارد سبب ناتوانی های دائمی می شود.

غفلت می تواند برای متخصصان به سختی قابل تشخیص باشد تا اقدام اولیه برای حفاظت از کودک انجام دهند.

داشتن یکی از علائم و نشانه های زیر ضرورتا به معنای این نیست که به کودک بی توجهی شده، اما اگر شما به صورت متعدد یا مداوم نشانه  ها را ملاحظه کنید می تواند نشان دهنده ی این باشد که یک مشکل جدی وجود دارد.

کودکانی که نادیده گرفته شده اند ممکن است:         

– از ظاهر و بهداشتی ضعیف برخوردار باشند.

– بدبو یا کثیف باشند.

– لباس هایشان کثیف و شسته نشده باشد.

– لباس کافی نداشته باشند به عنوان مثال ژاکت زمستانی ندارند.

– گرسنه به نظر برسند و یا بدون خوردن صبحانه و یا حتی پولی برای نهار به مدرسه بروند.

– بثورات پوشک (تاول و جوش در ناحیه پوشک نوزادان) مکرر و درمان نشده در این نوزادان وجود دارد.

 

*مشکلات سلامتی و رشد:

ممکن است که آنها دارای:         

– آسیب ها و صدمات درمان نشده، مشکلات پزشکی و دندانی باشند.

– بدلیل نبود نظارت  دچار آسیب های تکراری و تصادفی شوند.

– بیماریها یا عفونت های مکرر شوند.

– داروهای مناسب دریافت نکرده باشند.

– قرار ملاقات های پزشکی مانند واکسیناسیون را از  دست بدهند.

– توان عضلانی ضعیف یا ورم مفاصل داشته باشند.

– زخم های پوستی، خارش، کک گزیدگی، گال یا عفونت قارچی داشته باشند.

– لاغر باشند یا شکم متورم داشته باشند.

– کم خونی

– خستگی

– وزن یا رشد ثابت داشته باشند و به نقطه عطفی در توسعه و گسترش آن نرسند.

(که به عنوان اختلال رشد شناخته شده است)

– مهارت های اجتماعی و ارتباطی و زبانی ضعیف داشته باشند.

* مسائل و مشکلات خانه و خانواده:

ممکن است که آنها در خانه ای با محیط نا مناسب زندگی کنند به عنوان مثال : خانه ای که مدفوع سگ در آن رها شده یا هیچ وسیله گرمایشی در آن موجود نیست.   

– در خانه برای مدت طولانی تنها باشند.

– نقش مراقب از دیگر اعضای خانواده را بر عهده داشته باشند.

 

انواع غفلت    

* غفلت فیزیکی              

قصور در فراهم کردن نیازهای اساسی کودک مانند غذا، لباس و سرپناه.

– عدم رسیدگی کافی به کودک یا فراهم کردن امنیت برای آنها.

* غفلت آموزشی:

عدم کسب اطمینان از دریافت آموزش کافی.      

* عفلت عاطفی:

قصور و بی توجهی نسبت به نیازهای پرورشی(تربیتی) و انگیزشی کودک با نادیده گرفتن، تحقیر، ترساندن یا انزوای آنها که اغلب اثبات کردن آن مشکل است.       

* غفلت پزشکی:

عدم تامین مراقبت های پزشکی مناسب، شامل مراقبت دندان و امتناع از مراقبت یا نادیده گرفتن توصیه های پزشکی.

اثر غفلت یا بی توجهی

کودکانی که مورد غفلت قرار گرفته اند اثرات کوتاه مدت و بلند مدت آنرا درزندگی تجربه می کنند.

کودکانی که عشق و مراقبت لازم را از طرف والدین خود دریافت نمی کنند در آینده برای بدست آوردن یک رابطه ی سالم با دیگران شامل فرزندان خودشان دچار مشکل خواهند شد.

این کودکان بیشتر مشکلات سلامت روان شامل افسردگی و اختلال استرس پس از ضایعه روانی یا پس از حادثه را تجربه می کنند. افراد جوان بیشتر خطر می کنند ، مثل فرار از خانه، قانون شکنی، استعمال مواد مخدرو الکل و یا درگیر رابطه های خطرناکی می شوند که آنها را در معرض خطر استثمار جنسی (بهره کشی جنسی) قرار می دهد.

اثرات غفلت روی رابطه و دلبستگی

رفتار پدر یا مادر و یا سرپرست تاثیر زیادی روی کودک دارد. حتی روی رابطه بین والد و کودک تاثیر می گذارد. این رابطه یا پیوند بین کودک و مراقب اصلی او که معمولا پدر و مادریا گاهی یکی دیگر از اعضای خانواده و یا مراقب است بوسیله تئوری دلبستگی توصیف شده است.

معمولا وقتی کودکی مورد غفلت قرار می گیرد رابطه یا پیوند خوبی با پدر و مادر خود ندارد. روانشناسان این را  به عنوان دلبستگی ضعیف توصیف می کنند. دلبستگی ضعیف به طور قابل ملاحظه ای در رابطه مردم در زندگی شان تاثیرگذار است اینکه آنها چگونه با فرزندان خود تعامل دارند. مداخله زود هنگام می تواند الگوهای دلبستگی را تغییر دهند، از آسیب به کودکان بکاهد و به انها کمک کند تا در بزرگسالی دلبستگی های مثبتی را شکل دهند.

 

اثرات غفلت در رشد مغز

سال های اولیه زندگی کودک تاثیر زیادی روی چگونگی رشد مغز انها دارد و به همین دلیل غفلت     می تواند بسیار آسیب زننده باشد. تجربه های کودک می تواند روند فکری و عصبی او را تغییر دهد.

اگر کودکی از سوء تغذیه رنج ببرد سلولهای عصبی ضعیف می شوند و یا آسیب می بینند و این باعث کم شدن عملکرد مغز می شود. وقتی کودک رابطه ضعیف و یا تعامل کمی با والدین خود دارد این می تواند مسیرهای رشد کلامی و عاطفی مغز آنها را تغییر دهد. بی توجهی ،  به شدت می تواند روشی را که مغز کودک کار می کند تغییر دهد و به افزایش خطر ابتلا به افسردگی، اختلال تجزیه هویت (اختلال چند شخصیتی) و اختلال حافظه در زندگی آینده منجر شود. همچنین تغییرات ایجاد شده در مغز بر اثر غفلت به اختلال هراس، استرس پس ضایعه روانی ،اختلال کم توجهی و بیش فعالی مرتبط بوده است.

 

چه کسی تحت تاثیر غفلت قرار می گیرد؟

هر کودکی می تواند از غفلت رنج ببرد اما برخی از کودکان بیشتر در معرض خطر هستند مانند کودکانی که:

تحت مراقبت هستند.     

– در نوانخانه هستند .

– کودکانی که با والدینی زندگی می کنند که : مواد مخدر یا الکل مصرف می کنند ؛ از مشکلات سلامت ذهنی رنج می برند و یا در رابطه ی آزار دهنده ی خانگی هستند.

موارد دیگری که باعث غفلت می شود شامل: در فقر و خانه ای نامناسب و یا منطقه محروم زندگی کردن، داشتن پدر و مادری که خودشان در مورد سوء استفاده یا غفلت قرار گرفته اند.

 

کودکان ناتوان(معلول) :

کودکان ناتوان سه برابر بیشتر از کودکان غیر معلول در معرض سوء استفاده و بی توجهی قرار دارند.

ممکن است برخی از کودکان ناتوان دقیقا ندانند اتفاقی که برایشان در حال رخ دادن است سؤ استفاده و کار اشتباهی ست ولی حتی اگر هم بدانند قادر نیستند که درخواست کمک کنند. اگر کودک توسط کسی که از او مراقبت می کند و یا کسی که نیازهای او را برطرف می کند و به آن فرد اعتماد دارد، مورد      سوء استفاده قرار گیرد بسیار برایش مشکل خواهد بود که اعتراض کند و یا از خودش دفاع کند.

پدر و مادر ممکن است نشانه هایی که کودک مورد سوء استفاده و غفلت قرار گرفته را با اختلالاتی که کودک دارد اشتباه بگیرند. و کسانی که با کودکان ناتوان کار می کنند ممکن است آموزش ندیده باشند که نشانه های سوء استفاده و غفلت را تشخیص بدهند. امکان دارد کودکان و خانواده هایی که به دلیل شمار محدود خدمات در دسترس ، احساس انزوا یا بی سرپرستی می کنند ، ندانند که از چه کسی درخواست کمک کنند.

والدینی که غفلت کار یا بد رفتار هستند به خاطر این رفتارشان عذر و بهانه میاورند و از سختی های نگهداری و مراقبت از کودکان گله می کنند. متخصصین با تمرکز بر حمایت از والدینی که کودک معلول دارند ازبرخی ازکج  رفتاری های والدین چشم پوشی می کنند.

ممکن است متخصصانی که از کودکان محافظت می کنند مهارت های تخصصی را برای ارزیابی و فهم دقیق از نیازهای کودک ناتوان ویا برقراری ارتباط درست با آنها را نداشته باشند.

 

کودکان تحت مراقبت (پرورشگاه، بهزیستی)

بیشتر کودکانی که تحت مراقبت هستند در امنیت زندگی می کنند اما تعداد کمی از آنها صدماتی را تجربه می کنند. تعدادی از عوامل خطر مرتبط با مراقبت از آنها وجود دارد که باعث آسیب پذیری بیشتر کودکان نسبت به بدرفتاری و غفلت می شود.

کودکانی که اشکال دیگر بدرفتاری یا سوء استفاده را تجربه کرده اند. کودکانی که در گذشته مورد غفلت و بدرفتاری بوده اند نسبت به کودکانی که چنین تجربه ای را نداشتند احتمال بیشتری دارد که در آینده نیز مورد بی توجهی قرار گیرند که به دوباره قربانی شدن معروف است. همچنین این احتمال وجود دارد کودکانی که مورد سو، استفاده و یا غفلت قرار گرفته اند همزمان شکل دیگری از سوءاستفاده را تجربه کنند که به آن قربانی شدن چندگانه گویند.

 

مهاجرت کودکان

که این شامل نتایج مسایل مختلفی مانند:

– تبعیض نژادی

– موانع زبانی

– هنجارها و اعمال فرهنگی و اجتماعی شامل ناقص سازی جنسی زنان (ختنه زنان) و یا خشونت فیزیکی

– خدمات نامناسب و یا ناکافی  

– به خاطر ترس از هنجارهای آزار دهنده ی فرهنگی هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

 

جلوگیری از غفلت (بی توجهی) کودکان

با همکاری یکدیگر می توانیم از غفلت کودک جلوگیری کنیم.

با شناسایی شرایطی که والدین و مراقبها را تحت تنش قرار می دهد و با کمک درست ، در زمان مناسب می توانیم از کودکان در برابر بی توجهی محافظت کنیم. جلوگیری از غفلت کودکان اقدامی ست که از جانب هر کسی صورت می پذیرد – پدر و مادر، جوامع، سرویس های جهانی و دولت ؛ که با همکاری یکدیگر می توانیم به کامیابی کودکان کمک کنیم.

والدین تحت تنش(استرس) :

پدر و مادرها با مشکلات پیچیده ای که به طور مستقیم روی توانایی های آنها برای تامین نیازهای کودکانشان اثر می گذارد ، دست و پنجه نرم می کنند. این مشکلات شامل:

– خشونت خانگی  

– سوء مصرف مواد و الکل

– مشکلات سلامت روان می باشند.

همچنین آگاهیم که عوامل خارجی مانند مشکلات اقتصادی و مسکن یا بی خانمانی تامین نیازهای کودکان را برای والدین مشکل تر می کند.

 

ایجاد روابطی برای جلوگیری از غفلت    

با گوش کردن به تجربیات کودکان و کمک کردن به خانواده ها تغییرات مثبتی را ایجاد کنیم و از غفلت و دوباره اتفاق افتادن آن جلوگیری کنیم.  

به کودکان اجازه حرف زدن بدهیم0   

ایجاد رابطه ی امن و اطمینان بخش با کودکان ضروری است بنابراین کودکان قادرند که درباره ی تجربیاشان به راحتی در خانه صحبت کنند.   

آموزش به کودکان در مورد اینکه غفلت چیست و چگونه می توانند درخواست کمک کنند. این می تواند بخشی از برنامه های آموزشی شخصی، اجتماعی و سلامت باشد.

– متخصصان با ارایه اطلاعات مناسب و مشاوره به والدین با ایجاد حمایت عاطفی و راهبردهای کاربردی از آسیب به کودکان می کاهند.

توانمند سازی والدین برای ایجاد تغییر مثبت

متخصصان با ایجاد امید و صمیمیت در خانواده ها و با دادن اجازه دسترسی به مهارت ها و منابع خودشان بوسیله ی:                

– توسعه روابط بلند مدت مثبت با پدر و مادر

– یک مدل با تئوری تغییر برای فراهم کردن ساختار و رویکرد هدفمند برای پرداختن به مسله ی غفلت

– صرف زمان برای فهم نیازهای خانواده ، به ایجاد تغییر کمک خواهند نمود.

قادر ساختن جوامع برای حمایت از خانواده ها

جوامع نقش مهمی در جلوگیری و مداخله سریع غفلت کودک بازی می کند. برای ایجاد تغییر باید مطمئن شویم که هر کسی در جامعه ما میتواند:     

– نشانه های غفلت کودک را تشخیص دهد.        

– درک کند که چرا غفلت رخ داده و چگونه می تواند کمک کند.

– احساس اطمینان و حمایت برای کمک داشته باشد.

– وقتی مشکلاتی را در خانواده تجربه می کنند بداند که چگونه می تواند درخواست کمک کند یا کمک بگیرد.

 

(در اینجا باید لیستی از کارهای سازمانهای غیر دولتی در ایران را اضافه کنیم)

تعریف نیاز کودک

چک لیست های فرزندپروری کریستین کوپر که در سال ۱۹۸۵ منتشر شده است، نسخه ای از نیازهای اساسی کودک را ارائه می دهد که هنوز هم توسط بسیاری از متخصصین مورد استفاده قرار می گیرد. بر این اساس هفت تعریف وجود دارد:

1– مراقبت اساسی فیزیکی:

دمای مناسب(محل زندگی)، سرپناه، غذا و استراحت کافی، نظافت (بهداشت) و حفاظت در مقابل خطر

2– عاطفه:

که شامل : تماس فیزیکی، نگهداری؛ نوازش، بغل کردن و بوسیدن، دلداری دادن، تحسین کردن، شوخی، مهربانی، صبر، زمان گذاشتن برای رفتارهای بد و آزاردهنده ، تنبیهای کوچک قرار دادن، همراهی عمومی و ستایش است.

3- امنیت:

تداوم مراقبت، انتظار از حفظ کانون گرم خانواده ، محیط قابل پیش بینی، الگوهای سازگار زندگی روزمره، قوانین ساده و کنترل مداوم و هماهنگ گروه خانواده.

4- انگیزش و پتانسیل ذاتی:

با تحسین و تشویق، حس کنجکاوی و رفتار اکتشافی، با توسعه مهارت ها از طریق پاسخگویی به    پرسش ها و بازی با انها، با ترویج فرصتهای آموزشی

5- هدایت وکنترل:

آموزش کافی رفتار اجتماعی شامل: تادیب به اندازه ی فهم و ظرفیت کودک که نیازمند صبر و الگویی برای تقلید کودک است، برای مثال: الگویی برای صداقت و علاقه مندی و مهربانی با دیگران.

6- مسئولیت:

در ابتدا در موارد کوچکی مانند مراقبت از خود، مرتب کردن اسباب بازی ها یا بردن ظرف ها به آشپزخانه و بتدریج شرح تصمیماتی گرفته شده که کودک برای درست عمل کردن، بدست آوردن تجربه از طریق اشتباهاتش باید یاد بگیرد و به همان نسبت با فشارها ، تعریف ها و تشویق هایی که دریافت  می کند برای بهتر شدن تلاش کند.

 

7- استقلال:

ابتدا در مورد مسایل کوچک و سپس به تدریج در مورد ابعاد مختلف زندگی خودش با محدود کردن قوانین خانواده و جامعه تصمیمات خودش را اتخاذ می کند. پدر و مادر با استفاده از قضاوت درست در تشویق به استقلال به کودک اجازه می دهند تا حاصل توانایی خود راببیند و احساس کند. حمایت لازم است اما حمایت بیش از اندازه به اندازه ی احساس مسئولیت و استقلال زود هنگام (پیش از موقع) بد است.